9 ماهگیت مبارک عروسک ما
عروسک مامان و بابا ،9 ماهگیت مبارک .تو این عکسم حسابی مثل عروسک افتادی ، دختر گلمون تو زیباترین عروسک دنیا هستی ، خدایا شکرت که چنین هدیه ای به ما دادی 

این ماهی که گذشت تغییرات اساسی ای داشتی. از حالت سينه خيز و مدل های مختلف و دنده عقبكي كه به زور ميرفتي ، تونستی چهار دست و پا بري و براي خودت سير و سياحت كني ، همچنین خداوند بهت یه مروارید قشنگ تو ابتدای این ماه داد که 8 ماه و 5 روزت که بود برات جشن دندونی گرفتیم که مطالبشو برات جدا گذاشتیم.
ابتدای این ماه و تلاش برای چهار دست و پا رفتن

اینجا 8 ماه و 4 روزته که خونه خاله منا رفتیم و شما هنوز خوب نمی تونستی چهار دست و پا بری ، البته من شانس آورده بودم
و گرنه کل خونشون رو می خواستی بچرخی و هر چی که دم دستت بود رو برداری ، البته الان که چهار دست و پا یاد گرفتی خیلی خوشحالیم و لی یه جا مهمونی می ریم از اونجایی که اصلا دلت نمی خواد یه جا بشینی و دوست داری سیر وسیاحت کنی باید بهت شیر بدم که از بغلم پایین نری یا اینکه اگه قراره چند ساعت اونجا باشیم از صاحبخونه خواهش کنم وسایل ریز رو از دم دستت برداره که در هنگام سیر و سیاحتت خدایی نکرده تو دهنت نکنی و سلامتیت به خطر نیفته.

عزیزم اینجا 8 ماه و نیمت که هزار ماشاله به طور کامل و درست چهار دست و پا میری ، هزارآفرین به این دختر پر تلاش
.

روی کشوی میز تلویزیون خیلی کار می کنی که بتونی بازش کنی ولی خدا روشکر هنوز موفق نشدی .

اینجا هم که حسابی خسته شدی و خوابیدی ، خیلی جالب بود همیشه بهت باید شیر میدادم می خوابیدی ولی این سری از ذوقت که چهار دست و پا میرفتی انقدر ماشاله این طرف و اون طرف رفتی همین که گذاشتمت روی تخت تا بهت شیر بدم خوابت برد ،اگه همیشه اینطوری باشه که خیلی خوبه
.

دیگه با چهار دست و پا به هرجا که بخوای میری و مجبور شدیم همه وسایل تزیینی رو برداریم که شما اینطوری دست نزنی ، فدات بشیم که ماشاله انقدر شیطون شدی
.

دیگه اصلا نمی تونیم با لپ تاپ کارکنیم و هر جا بشینیم شما اگه بیدار باشی خودتو بهمون میرسونی و سیم شارژر ور میکشی و فورا تو دهنت می بری.

در هنگام چهار دست و پا هم هر جا خسته بشی به قول بابا حسن پارک می کنی البته توجه نمی کنی برای پارک جا داری یا نه
.که اینجا همینطور که می بینی وقتی پارک کردی روی میز تلویزیون نشستی وداری خودتو تشویق می کنی که چهار دست و پا رفتی ، آفرین عزیز دلمون ، ما هم تشویقت می کنیم

دستتو به هر چي گيرت بياد مثل ميز و صندلي و ...ميگيري و سعی میکنی وایسی ، هزار ماشاله پشتکارت خیلی خوبه با اینکه تازه چهار دست و پا یاد گرفتی و این طرف و اون طرف میری ولی قانع نیستی و سریع می خوای به مرحله بعد که را ه رفتنه برسی ، انشاله.

روی پاهات هزار ماشاله وایمیسی و تا جایی که دستت برسه مشغول بررسی وسایل دم دستت می شی.

این متکای بادی هم مامانی مامان چند سال پیش برای نوه گلش که شما باشی از سوریه آورد که یادت باشه که چقدر دوستت داره و هنوز به دنیا نیومده به یادت هستن ، خوابیدن روشو خیلی دوست داری.

عزیزدلمون پستونک های خودت رو دوست نداری بخوری و به هر طریقی می خواستیم بهت پستونک بدیم هزار ماشاله انقدر که باهوشی موفق نشدیم ولی حالا ببین چطور با اشتیاق پستونک عروسکت رو می خوری ، از قدیم گفتن مرغ همسایه غازه

این پاپوش کاموایی هم مال بچگی مامانه که پات کردم. وقتی یه چیزی از وسایل بچگیمو تنت می کنم خیلی حس خوبی بهم دست میده ، یه بار دیگه متوجه میشم که منم چقدر کوچیک بودم و پدر و مادرم برام چقدر زحمت کشیدن
، حسنا جون اینکه قدیمی ها میگن تا پدر و مادر نشی متوجه نمیشی اونا چقدر برات زحمت کشیدن واقعا درسته ،من که خودم هر چی میگذره و شما هزار ماشاله بزرگتر میشی و باید بیشتر مواظبت باشم بیشتر پی به زحمات پدر و مادرم می برم .
خدايا خودت مواظب همه پدر و مادرا باش كه هر چي داريم بعد از تو از اوناست.

از اونجایی که هزار ماشاله خیلی شیطون هستی و چهار دست و پا هم یاد گرفتی و هزار ماشاله یه جا نمیشینی غذا دادن تو صندلی غذا خیلی خوبه ، سریع و راحت غذاتو میدیم ، دست مامانی و بابایی مامان درد نکنه وگرنه غدا دادن به شما بدون اون کار سختیه
.

از اونجایی که اواسط پاییزیم وهوا یه خورده سرد شده دیگه یه جا میریم لباسای پاییزتو تنت می کنیم .
اینم حسنا خانم با لباسای پاییزه:


به به ، چه پدر و دختری ، هزار ماشاله.





9 ماهگیت مبارک عروسک ما
